-
اندازه متن
+
روزگار غریبیست
اتش وعشق
رقصید در گردباد اندوه دیدن اشک های مادران داغ دیده خنده کودکان کار بی خانه مان اندوه جانسوز پدران پریشان درد شفا نیافته فرزندان طلاقی که بدون روح وسرد وغریب در شهر غارت شده سرگردان و اتش اندوه روزگارنفرین شده افرادی که جوانیشان به فنا رفت و دگر باز نمی گرد روح های سرگشته پر درد که دادشان عرش را می لرزاند
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟